تبليغاتX
khiaboni
 

فقط یک ایرانی استعداد چت کردن همزمان با ۱۸ آی دی یاهو رو داره!


فقط یک ایرانی هنگام دور زدن با ماشین، بجای استفاده از راهنما، دستش رو بیرون از ماشین میاره!


فقط یک ایرانی میتونه بوسیله بوق ماشین از سلام و احوالپرسی گرفته تا فحش ... استفاده کنه!

 

فقط در ایرانه که بعد از مراسم ازدواج به عروس و داماد به جای آرزوی خوشبختی انواع راه های کشتن گربه دم حجله را آموزش می دهند.


فقط در ایرانه که اگه دختری بهت محل نمی گذاره میگن می گن عاشقته! و اگر پسری بهت محل نمی زاره اوا خواهره!


فقط در سریال های ایرانیه که آدم خوباش فقیرند و پر از اعتقاد و آدم بداش پولدارند و دزدند و به هیچ وجه آدم ها نمی تونند هر دو خصلت را

 داشته باشند


فقط یک خواننده زن ایرانی، این نبوغ رو داره که با لباس شب بتونه تو کوه و کمر آواز بخونه


فقط یک پسر ایرانیه که بعد از ازدواجش تازه بیاد دوران شیرخوارگیش میوفته و به مادرش وابسته میشه (همون بچه ننه رو ميگما كه گير قبلي بود!! لول)


فقط یک فروشنده ایرانیه که اگه وارد فروشگاه بشی و مثلا یک پیراهن را ازش بخوای بیاره تا پرو کنی میگه "اگه میخری بیارمش"


فقط در ایرانه که بعد از یک تصادف ساده ممکنه قتل اتفاق بیوفته


فقط خانمهای ایرانی هستند که دچار عارضه پوستی هستند و رنگ پوست صورت با گردنشون 6 درجه فرق میکنه


فقط در ایرانه که داشتن زن با 7،8 تا دوست دختر امری اجتناب ناپذیره


فقط در عروسی ایرانیه که تعداد بچه ها از تمام میهمان ها و خدمه بیشتره


فقط یک مرد ایرانیه که مامانش رو بیشتر از زنش دوست داره


فقط در رستوران ایرانیه که تو بجای معاشرت با کسایی که باهاشون اومدی، بر و بر میز روبروت رو نگاه میکنی


فقط یک خانم ایرانیه که توی سوپر مارکت، سلمونی، مهمونی، صف مرغ و تخم مرغ، کفش پاشنه 25 سانتی میپوشه


فقط در ایرانه که توی مهمونی، آدمها بجای معاشرت کردن و شاد بودن فقط به دنبال ایراد گرفتن و سوژه کردن هستند!


فقط در ایرانه که تا یه مهمون خارجی میاد سریع دور و برش جمع می شن و می پرسن اجاره خونه اون ور آب چقدره؟


فقط یک پدر بیچاره ایرانیه که مجبوره خرج بچه هاشو تا زنده است بده بعد هم بگن بیچاره سنی نداشت سکته کرد!


فقط در ایرانه که ابروی دختراش 6 خط بالاتره


فقط در ایران بعد از طلاق، زنه فاسد بوده و مرده دیوانه!


فقط یه دختر ایرانی این استعداد رو داره که توی گرمای تابستون چکمه بپوشه و توی سرمای زمستون صندل !


فقط یک ایرانیه که توی رستوران بعد از خوردن غذاش درخواست ظرف یکبار مصرف میده تا 2 لقمه باقیمونده غذاشو ببره خونه چون فکر میکنه پول داده !


فقط یک ایرانیه که تو رستوران سالاد را شخم میزنه و قبل از اینکه غذا رو براش بیارن سیر میشه !


فقط یک پدر و مادر ایرانی هستند که چه بچشون 4 سال داشته باشه چه 40 بازم این اجازه را دارن که حتی به آب خوردن بچشون نظارت کامل داشته باشن !


فقط ایرانی ها هستند که معتقدن که هنر، فقط و فقط نزد خودشونه !


فقط ایرانی ها هستند که در فرودگاه ها یه 40/50 کیلو اضافه بار دارن !


فقط یک خانم ایرانی میتونه که در یک استخر هتل 5 ستاره با گن و لباس زیر بیاد تو آب چون فکر میکنه هر گردی گردوست !


فقط ایرانیها هستند که باز هم در رستوران همون هتل دوربین بدست از غذا و همه توریستهای دیگه در حال خوردن غذا بدون اجازه فیلم میگیره تا به همه بگه من کجا بودم !


فقط در اداره های دولتی ایرانه که هیچ وقت حق با مشتری نیست و هر یک از کارکنان خود مدیر کل آن اداره هستند و در ضمن به نشانه خاکی بودن کفشهاشونو زیر میز پارک میکنند و با دمپایی در اداره ميچرخه!


فقط در اداره های دولتی ایرانه که امکان داره پرونده های شما گم بشه...!


فقط در ایرانه که پسر به پسر تیکه میندازه تا پیش دوست دخترش کلاس بزاره!


فقط یک ایرانی هست که پیش از یاد گرفتن کامپیوتر، می تونه فیلتر رو دور بزنه!

 

فقط هم يك ايرانيه كه ميتونه به يك ايراني ديگه گير بده !!!

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389ساعت 21:41 توسط mani |

براي خوشحال کردن يک زن...يک مرد فقط نياز دارد که اين موارد باشد :
يک دوست
يک همدم
يک عاشق
يک برادر
يک پدر
يک استاد
يک سرآشپز
يک الکتريسين
يک نجار
يک لوله کش
يک مکانيک
يک متخصص چيدمان داخلي منزل
يک متخصص مد
يک متخصص علوم جنسي
يک متخصص بيماري هاي زنان
يک روانشناس
يک دافع آفات
يک روانپزشک
يک شفا دهنده
يک شنونده خوب
يک سازمان دهنده
يک پدر خوب
خيلي تميز
دلسوز
ورزشکار
گرم
مواظب
شجاع
باهوش
بانمک
خلاق
مهربان
قوي
فهميده
بردبار
محتاط
بلند همت
با استعداد
پر جرأت
مصمم
صادق
قابل اعتماد
پر حرارت


بدون فراموش کردن :

تعريف کردن مرتب از او
عشق ورزيدن به خريد
درستکار بودن
بسيار پولدار بودن
تنش ايجاد نکردن براي او
نگاه نکردن به بقيه دختران
و در همان حال، شما بايد :

توجه زيادي به او بکنيد، و انتظار کمتري براي خود داشته باشيد
زمان زيادي به او بدهيد، مخصوصاً زمان براي خودش
اجازه رفتن به مکانهاي زيادي را به او بدهيد، هيچگاه نگران نباشيد او کجا مي رود.
بسيار مهم است :

هيچگاه فراموش نکنيد :
* سالروز تولد
* سالروز ازدواج
* قرارهايي که او مي گذارد

چگونه يک مرد را خوشحال کنيم :

تنهاش بذاريد!

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 8:40 توسط mani |

یك دختر در حمام

ساعت ۴ بعد از ظهر

۱ـ لباساشو رو درمیاره رنگ روشن ها رو تو یك سبد و تیره ها رو تو یكی دیگه میگذاره

۲ـ در حموم رو از تو قفل میكنه جلوی آیینه می ایسته شكمش رو كه تمام مدت داده بود تو, میده بیرون و شروع میكنه به غر غر و ایراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش

۳ـ در كمد رو باز میكنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت , مو بدن, كف پا و ... رو بیرون میاره و می چینه رو لبه وان

۴ـ موهاش رو با شامپوی نارگیلی تقویت كننده, پرپشت كننده, براق كننده و...میشوره و هفده دقیقه ماساژ میده

۵ـ یكبار دیگه با همون شامپو موهاشو میشوره

۶ـ نرم كننده معطر پرتقالی رو به موهاش میماله تا ۶۰ میشماره

۷ـ سی و پنج دقیقه زیر دوش می مونه.خوب آخه باید خیالش راحت بشه كه تمام مواد شیمیایی از موهاش پاك شده. وگرنه بعد از حموم موها وز میكنه

۸ـ خمیر ریش داداشی رو كش میره و شیش كیلو خالی میكنه رو ساق پا و دست و پشت لب. بعد یه تیغ بر میداره و یا علی. آی

۹ـ موهاش رو حسابی می چلونه, حوله رو مثل عمامه می پیچه دور سرش. تو آیینه خودشو ورانداز میكنه. از اینكه در اثر كشش حوله چشم و ابروش كشیده شده, احساس خوشگلی می كنه و یه ماچ گنده واسه عكس خودش تو آیینه میفرسته

۱۰ـ خوشحالیش زیاد دوام نمیاره. چون یه جوش سرسیاه بی اجازه نوك دماغش سبز شده

۱۱ـ تمام نقاط بدنش رو معاینه میكنه و با ناخن و موچین میره به جنگ جوشها و موهای زائد بی تربیت

۱۲ـ حوله ش رو می پوشه و میره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسیون چرب میكنه

۱۳ـ چهل بار لباس می پوشه و در میاره تا انتخاب كنه

۱۴ـ ۴۸ دقیقه پشت میز توالت می شینه و آرایش میكنه

ساعت ۸ شب



یك پسر در حمام

ساعت ۴ بعد از ظهر

۱ـ همون طور كه رو تخت نشسته , لباساشو میكنه. هر كدوم رو پرت میكنه یه گوشه اتاق

۲ـ نیم وجب حوله رو میگیره دور باسنش و میره به سمت حموم

۳ـ می ایسته جلوی آیینه. شكمش رو میده تو. بازو میگیره. فیگور چپ, فیگور راست, نیم ساعت قربون صدقه خودش میره, (این قدوبالا رو ببین چه كرده .لای لای لالای لای)مامان جونش هم از تو آشپزخونه تایید میكنه

۴ـ زیر بغلش رو بو میكنه و رنگ چهره ش بر میگرده. سبز, آبی, بنفش

۵ـ در كمد شامپو ها رو باز نمیكنه چون اصلا توش چیزی نداره

۶ـ با قالب صابون سبزش زیر بغلهاشو كف مالی میكنه. یه عالمه مو می چسبه به صابون

۷ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم میشوره

۸ـ نرم كننده مو؟؟؟ برو بابا

۹ـ زیر دوش میگوزه و به خاطر اكو شدن صداش تو حموم ,كر كر میخنده

۱۰ـ دو دقیقه بعد دوباره میزنه زیر خنده, آخه این دفعه بوش رسیده به دماغش

۱۱ـ چاه حموم رو هدف گیری میكنه و میشاشه توش

۱۲ـ از زیر دوش میاد بیرون و یكهو می بینه یادش رفته بوده در حموم رو ببنده. و همه فرش و كف خونه خیس شده.( بیخیال...مامان خشك میكنه

۱۳ـ حوله فسقلیش رو می پیچه دور باسنش و همون طور خیس خیس میره تو اتاق

۱۴ـ حوله خیس رو پرت میكنه رو تخت و ۲ دقیقه ای لباس می پوشه
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 16:52 توسط mani |

دختر ایرانی و دانشگاه :

 

001.jpg

 

 

 

 

دختر ایرانی وبازارکار :

 

002.jpg

 

 

 

 

دختر ایرانی و تفریح :

 

003.jpg

 

 

 

 

دختر ایرانی و امنیت اجتماعی :

 

004.jpg

 

 

 

 

دختر ایرانی واحترام جامعه :

 

005.jpg

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 23:24 توسط mani |

 

دروغ: بعدا" باهات تماس می گیرم

 معنی: دیگه هیچ وقت منو نمی بینی

 

دروغ: تو قسمتی از وجود منی- نمی دونی تا چه اندازه دوستت دارم

 معنی: تو برای من به اندازه کافی زیبا، باهوش و پولدار نیستی میذارمت کنار

 

دروغ: اون دختر هیچ تیریپی با من نداره - ما فقط دوست معمولی هستیم

 معنی: عاشقشم

 

دروغ: من ترو برای وجود خودت دوست دارم

 معنی: من فقط دنبال سکس هستم

 

دروغ: آخر این هفته با دوستام داریم میریم کوه

 معنی: داریم میریم دختر بازی.

 

دروغ: می تونی 5 هزار تومن بهم قرض بدی؟ تا آخر هفته بهت برمیگردونم

 معنی: پولتو ببوس و باهاش خداحافظی کن.

 

این هم شاید بزرگترین دروغی باشد که تا بحال گفته شده:

 

دروغ: قول میدم تا زمانیکه مرگ مارو از هم جدا نکرده عاشقت باشم، باهات صادق باشم و ازت نگهداری کنم

 

معنی: ازت میخوام لباسامو بشوری، خونمو تمیز کنی، غذا برام بپزی، وقتی مریض میشم ازم پرستاری کنی، از بچه هام مراقبت کنی، به دوستام و خـانوادم سـرویـس بدی . هر وقت بخوام میـرم با دوسـتــام و دخـتـرای دیـگـه گـردش، هیچوقت پول بـهت نمی دم و هیچ کلمه خوشـحال کنـنده ای بـهت نخواهم گفت و هیچ کاری که برای تو جالب باشه انجام نخواهم داد!

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 14:7 توسط mani |

اولين تفاوت : دختر ها خيلي دوست دارند جاي پسر ها باشند اما پسر ها اصلاً دوست ندارند جاي دختر ها باشند

دومين تفاوت : اگر يه دختر يک مشکل غير قابل حل داشته باشه از خونه فرار ميکنه اما يه پسر اگر يک مشکل غير قابل حل داشته باشه اعضاي خانواده اش رو از خونه فراري ميده


سومين تفاوت : يه دختر اگر دو تا مشکل غير قابل حل داشته باشه خودکشي ميکنه اما يه پسر اگر دو تا مشکل غير قابل حل داشته باشه اعضاي خانواده اش رو ميکشه


چهارمين تفاوت : يه پسر اگر 3 تا مشکل غير قابل حل داشته يه هفته افسرده ميشه بعد با 3 تا مشکل کنار مياد و زندگيش رو ميکنه اما تا کنون دختري که 3 تا مشکل داشته باشه ديده نشده چون همشون در مرحله دو تا مشکل خودکشي ميکنند و به سه تا نميرسه مشکلاتشون


پنجمين تفاوت : دخترا از پسرا موهاشون کوتاهتره


ششمين تفاوت : دخترا مي خوان سر پسرا کلاس بزارن اما در نهايت سر خودشون کلاه ميره ولي پسرا مي خوان سر هر موجود زنده اي که ميبينن کلاه بزارن و در نهايت موفق ميشن


هفتمين تفاوت : اگر به يه دختر بگي دوست دارم فکر ميکنه تو چقدر خوبي و عاشقت ميشه اما اگر به يه پسر بگي دوست دارم فکر ميکنه تو چقدر بي جنبه و جوات هستي دست به هر کاري ميزنه تا از شرت خلاص شه


هشتمين تفاوت : نقطه قوت پسرا چشماشونه اما نقطه قوت دخترا چشم و گوش ابرو و دماغ و دهن و ...هست


نهمين تفاوت : دخترا با اينکه بيشتر از پسرا قوانين راهنمايي و رانندگي رو رعايت ميکنن اما خيلي بيشتر از پسرا تصادف ميکنن و در هر تصادف رد پاي يک دختر به چشم مي خوره


دهمين تفاوت : دخترا فکر مي کنن بهترين راه براي داشتن يک رابطه خوب و مداوم صداقت و راستگويي هستش ولي پسرا مطمئن هستند بهترين راه دروغگويي و گرفتن سوتي از طرف مقابله


يازدهمين تفاوت : دختر ها از درس و مدرسه بيزارند ولي پسر ها از درس و مدرسه فراري هستند


دوازدهمين تفاوت : پسر ها به هم حسودي نمي کنن اما دخترا به هم حسودي مي کنن


سيزدهمين تفاوت : اگر برادرتون دوست دختر داشته باشه شما سعي مي کنيد با اون دختر آشنا بشيد ولي اگر خواهرتون دوست پسر داشته باشه شما قسم مي خوريد! که هم پسره و هم خواهرتون رو سر به نيست کنيد


چهاردهمين تفاوت : دختر ها زير بار حرف زور ميرن اما پسر ها خودشون حرف زور ميزنن


پانزدهمين تفاوت : يک دختر اگر 24 ساعت با دوست پسرش صحبت نکنه افسرده ميشه اما يک پسر اگر 24 ساعت با دوست دخترش صحبت نکنه با اون يکي دوست دخترش صحبت ميکنه


شانزدهمين تفاوت : يک دختر اگر با دوست پسرش به هم بزنه ديگه با هيچ پسري دوست نميشه اما يه پسر اگر با دوست دخترش به هم بزنه با 3-4 تا دختر ديگه دوست ميشه


هفدهمين تفاوت : يک دختر اگر توي خيابون پسري ازش بپرسه ساعت چنده ميگه:ساعت 7.اما يه پسر اگر يه دختر ازش ساعت بپرسه ميگه :ساعت 7 و 2 دقيقه و 24 ثانيه,اينم شماره تلفن من ..... سر ساعت 9 منتظر تماستم


هجدهمين تفاوت : اگر يه دختر به يه پسر نگاه کنه , پسره فکر مي کنه که خيلي خوش تيپه ولي اگر يه پسر به يه دختر نگاه کنه دختره فکر ميکنه که پسره چقدر بي چشم و رو هستش


نوزدهمين تفاوت : دختر ترشيده ميشه اما پسر نه


بيستمين تفاوت :  بعد از خوندن اين مطلب پسرا به نويسنده اش ايميل ميزنند و به اون انتقاد هاي بالاي 18 سال ميكنند ولي دخترها نويسنده رو مورد الطاف لطيف تري قرار ميدن و انتقادهاشون از 18 سال فراتر نميره

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 16:21 توسط mani |

خدایا کفر نمی‌گویم
پریشانم
چه می‌خواهی‌ تو از جانم!؟
مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی
خداوندا
اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای ‌تکه نانی
به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌
و شب آهسته و خسته
تهی‌ دست و زبان بسته
به سوی ‌خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر می‌گویی
نمی‌گویی!؟
خداوندا
اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی
لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرف‌تر
عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌
و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر می‌گویی
نمی‌گویی!؟
خداوندا
اگر روزی‌ بشر گردی‌
ز حال بندگانت با خبر گردی‌
پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت
خداوندا تو مسئولی
خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است
چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 16:17 توسط mani |

يك زن جوان در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود
چون هنوز چند ساعت به پروازش باقي مانده بود ، تصميم گرفت براي گذراندن وقت كتابي خريداري كند. او يك بسته بيسكويت نيز خريد
او بر روي يك صندلي دسته دار نشست و در آرامش شروع به خواندن كتاب كرد

در كنار او يك بسته بيسكويت بود و در كنارش مردي نشسته بود و داشت روزنامه مي خواند

وقتي كه او نخستين بيسكويت را به دهان گذاشت ، متوجه شد كه مرد هم يك بيسكويت برداشت و خورد. او خيلي عصباني شد ولي چيزي نگفت

پيش خود فكر كرد: بهتر است ناراحت نشوم ، شايد اشتباه كرده باشد

ولي اين ماجرا تكرار شد. هر بار كه او يك بيسكويت برمي داشت ، آن مرد هم همين كار را مي كرد. اين كار او را حسابي عصباني كرده بود ولي نمي خواست واكنش نشان دهد

وقتي كه تنها يك بيسكويت باقي مانده بود ، پيش خود فكر كرد

«حالا ببينم اين مرد بي ادب چه كار خواهد كرد؟»

مرد آخرين بيسكويت را نصف كرد و نصفش را خورد

اين ديگه خيلي پررويي مي خواست

او حسابي عصباني شده بود
در اين هنگام بلندگوي فرودگاه اعلام كرد كه زمان سوار شدن به هواپيماست. آن زن كتابش را بست ، چيزهايش را جمع و جور كرد و با نگاه تندي كه به مرد انداخت از آنجا دور شد و به سمت دروازه اعلام شده رفت

وقتي داخل هواپيما روي صندلي اش نشست ، دستش را داخل ساكش كرد تا عينكش را داخل ساكش قرار دهد و ناگهان با كمال تعجب ديد كه جعبه بيسكويتش آنجاست ، باز نشده و دست نخورده

خيلي شرمنده شد از خودش بدش آمد

يادش رفته بود كه بيسكويتي كه خريده بود را داخل ساكش گذاشته بود

آن مرد بيسكويتهايش را با او تقسيم كرده بود ، بدون آنكه عصباني و برآشفته شده باشد

 
لطفا نظر بگذاريد
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 16:15 توسط mani |




همه میدانیم که دگمه های لباسهای زنانه به سمت چپ بسته میشود و برعکس دگمه لباسهای آقایون به سمت راست. بایستی جواب این سئوال را در سالهای بسیار قدیم جستجو کرد. زمانیکه در دربار شاهان ، زنها و دختران شاهان برای خود ندیمه ای داشتند که لباس به تن آنها میکردند ، همانطور که میدانید پوشیدن لباسها آن زمان به تنهایی میّسر نبود و احتیاج به کمک داشت و این ندیمه ها بودند که دگمه لباسهای خانومها را می بستند و از آنجا که درصد انسانهای راست دست زیاد تر است از این رو اگر خوب توجه کنید ، کسی که از روبرو دگمه ها را می بندد از راست به چپ می بندد از این روی دگمه های لباسهای زنانه از چپ به راست بسته میشود
+ نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 12:22 توسط mani |

آبی = غربی ها

قرمز = شرقی ها

 

1- عقیده 

 

 

2- شیوه زندگی 

 

 

3- سر وقت بودن 

 

 

4- ارتباطات 

 

 

5- عصبانیت 

 

 

6- صف 

 

 

7- وضعیت خیابان ها در روزهای تعطیل 

 

 

8- جشن و میهمانی 

 

 

9-سروصدا در رستوران

 

 

 10- مسافرت 

 

 

11- رویارویی با مشکلات

 

 

 12- سه وعده غذای روزانه

 

 

 13- حمل و نقل

 

 

  14- دوران کهنسالی

 

 

  15- حال و حوصله - آب و هوا

 

 

  16- رئیس

 

+ نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 11:53 توسط mani |


         
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 15:27 توسط mani |

بوسه مگر چیست فشار دو لب             

 آنکه گناه نیست چه روز و چه شب

 بوسه یعنی ُ وصل شیرین دو لب

 بوسه یعنی عشق در اعماق شب

بوسه یعنی مستی از مشروب عشق

 بوسه یعنی آتش و گرمای تب

 بوسه یعنی لذت از دلدادگی

 لذت از شب ُ لذت از دیوانگی

بوسه یعنی حس خوب طعم عشق

 طعم شیرینی به رنگ سادگی

 بوسه یعنی ُ آغازی برای ما شدن

 لحظه ای با دلبری تنها شدن
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 15:24 توسط mani |

باز هم قلبي به پايم افتاد

باز هم چشمي به رويم خيره شد

باز هم درگيرو دار اين نبرد

عشق من بر قلب سردي چيره شد

 باز هم از چشمه لبهاي من

تشنه ايي سيراب شد سيراب شد

باز هم در بستر اغوش من

ره رويي در خواب شد در خواب شد

بر دوچشمش ديده مي دوزم به ناز

خود نمي دانم چه مي جويم در او

عاشقي ديوانه مي خواهم كه زود

بگذرد از جان و مال و ارزو

اوشراب بوسه مي خواهد زمن

من چه گويم قلب پر اميد را

او به فكر لذت و غافل كه من

طالبم ان لذت جاويد را

من صفاي عشق مي خواهم از او

تا جدا سازم وجود خويش را

او تني مي خواهداز من اتشين

تابسوزاند دراو تشويش را

او به من گويد اي اغوش گرم

مست نازم كن كه من ديوانه ام

من به او مي گويم اي نا اشنا

بگذر از من من تو را بي گانه ام

اه از اين دل دل از اين جام اميد

عاقبت شكست و كس رازش نخواند

چنگ شو دردست هر بيگا نه ايي

اي دريغا كس به اوازش نخواند
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 15:23 توسط mani |

+ نوشته شده در شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 13:4 توسط mani |

آقايان پاسخ مي دهند!!

برخي خانم ها مثل چي هستند ؟

خانم ها مثل راديو هستند :

هر چي مي خواهند مي گويند ولي هر چه بگويي نمي شنوند.

 

خانم ها مثل شبکه اينترنت هستند :

از هر موضوعي يک فايل اطلاعاتي دارند.

 

خانم هامثل چسب دوقلو هستند :

اگر دستشان با گوشي تلفن مخلوط شد, ديگر بايد سيم را بريد.

 

خانم ها مثل موتور گازي هستند :

پر سر و صدا , کم سرعت , کم طاقت

 

خانم ها مثل رعد و برق هستند :

اول برق چشمهاشون مي رسه , بعد رعد صداشون.

 

خانم ها مثل ليمو شيرين هستند :

اول شيرين و بعد تلخ مي شوند.

 

خانم ها مثل موبايل هستند :

هر وقت کاري مهم پيش مي آيد در دسترس نيستند.

 

خانم ها مثل گچ هستند :

اگر چند دقيقه مدارا کنيد آنچنان سخت مي شوند که هيچ شکلي نمي گيرند.

 

خانم ها مثل کنتو ر برق هستند :

هر از چند سالي يکبار سن آنها صفر مي شود.

 

خانم مثل فلزياب هستند :

هرگاه از نزديکي طلافروشي رد مي شوند عکس العمل نشان مي دهند.

 

خانم ها خيلي زرنگ هستند :

آنقدر جنگيدند تا جايزه صلح را گرفتند.

+ نوشته شده در شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 12:58 توسط mani |